برای ایرانیان پرتالی است متمرکز به جغرافیای گردشگری که این جغرافیا بستر مناسبی برای توسعه سایر بانکهای اطلاعاتی از قبیل مشاهیر و بزرگان هر شهر و بررسی آثار آنها و بانکهای اطلاعاتی مثل، خدمات و گردشگری که شامل غذاهای محلی،سوغات،صنایع دستی،بازار،صنعت،اکوتوریسم می باشد.با فرستادن عکس،سفرنامه،فیلم کوتاه،گذاشتن کامنت در آخر هر مطلب و معرفی شغل یا کار خود در آن منطقه، و با به اشتراک گذاشتن این مطالب به توسعه صنعت توریسم کشور کمک کرده باشیم
پنج شنبه ١٤ اسفند ١٣٩٩
جستجوی پیشرفته   جستجوی وب
گردشگری
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4832
 بازدید امروز : 551
 کل بازدید : 61453273
 بازدیدکنندگان آنلاين : 2
 زمان بازدید : 0.6250
زیارتگاه پارس بانو

زیارتگاه پارس بانو

زیارتگاه پارس بانو

نیایشگاه «پارس بانو»، «بانوی پارس» یا «پیربانو» در 120 کیلومتری شمال غربی یزد (54 کیلومتری اردکان)، در جنوب عقدا و درون دره­ای به نام «زرجو»(زرجوع) واقع شده است.

روستای  زرجوع  در مسیر یک دره­ی باریک قرار گرفته و کوه­های اطراف آن پوشیده از درختان بادام و انجیرکوهی است.
بنای اصلی نیایشگاه که در کنار یک رودخانه­ی فصلی ساخته شده است، به صورت گنبدی از کاشی کاری­هایی به رنگ سبز و با نماد «سرو» شکل گرفته است.

زیارتگاه پارس بانو

زیارتگاه «پارس بانو» که با عناوین «بانوی پارس» یا «پیربانو» هم شناخته می‌شود منتسب به پارس‌بانو، دختر یزدگرد سوم و خواهر «شهربانو» است.

در دامنه­ی مجاور نیایشگاه، خیله­هایی ساخته شده تا خانواده­ها در زمان ویژه­ی زیارت پیر پارس بانو که به مدت 5 روز ادامه دارد، برای سکونت موقت از آن­ها استفاده کنند.

زیارتگاه پارس بانو

 

از روز مهر تا روز ورهرام از ماه تیر یعنی 13 تا 17 تیر ماه،  همه ساله زرتشتیان با برپایی آیین های دینی و سنتی در این زیارتگاه گرد هم می آیند.

در باورهای مردم، این نیایشگاه جایگاه جان باختن و ناپدید گشتن شهبانوی پارس (دختر یزدگرد ساسانی) بنام «خاتون بانو» بوده است و شهبانو در خواب نابینایی نمایان شده و پس از شفای چشمان وی از او می­خواهد تا بنای نیایشگاه را بنیان نهد.

اي پير با مهر و صفا،الگوي پاكي و وفا

رنجيده ازجور و جفا،در جستجويت آمدم

اي پارس بانوخسته ام غمگين ودل شكسته ام 

برلطف تو دل بسته ام،من درحضورت آمدم

اي بانوي ايران زمين اي خفته در اين سرزمين   

برحلقه اش همچون نگين،درزرع جويت آمدم

خاتون بانوها تويي، آواره ام  مأوا  تويي

درمان و داروها تويي ،اينك به كويت آمدم

اندر دل اين كوهها ماندي غريب اي آشنا      

هستي غريبان را پناه زين رو به سويت آمدم

منابع:

 http://hamazoor.com

گردآورنده:  یوسف ملک میرزایی