برای ایرانیان پرتالی است متمرکز به جغرافیای گردشگری که این جغرافیا بستر مناسبی برای توسعه سایر بانکهای اطلاعاتی از قبیل مشاهیر و بزرگان هر شهر و بررسی آثار آنها و بانکهای اطلاعاتی مثل، خدمات و گردشگری که شامل غذاهای محلی،سوغات،صنایع دستی،بازار،صنعت،اکوتوریسم می باشد.با فرستادن عکس،سفرنامه،فیلم کوتاه،گذاشتن کامنت در آخر هر مطلب و معرفی شغل یا کار خود در آن منطقه، و با به اشتراک گذاشتن این مطالب به توسعه صنعت توریسم کشور کمک کرده باشیم
دوشنبه ٢٣ فروردين ١٤٠٠
جستجوی پیشرفته   جستجوی وب
گردشگری
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4303
 بازدید امروز : 1107
 کل بازدید : 61676811
 بازدیدکنندگان آنلاين : 8
 زمان بازدید : 0.7813
مقبره دو کمال تبریز

مقبره دو کمال تبریز

مقبره دو کمال تبریز

مقبره دو کمال تبریز

مقبره دو کمال تبریز آرامگاه کمال‌الدین بهزاد و کمال‌الدین مسعود خجندی می‌باشد که در محله بیلانکوه شهر تبریز قرار دارد.

مقبره دو کمال تبریز

مقبره دو کمال تبریز

کمال‌الدین بهزاد نقاش و نگارگر (مینیاتوریست) چیره‌دست ایرانی قرن دهم هجری قمری و نگارگر مکتب هرات است. وی در دربار سلطان حسین بایقرا و نزد امیر علیشیر نوایی در هرات تقرب یافت و بعد از استیلای شاه اسماعیل اول صفوی بر ازبکان، همراه وی به تبریز آمد و در دوره شاه تهماسب صفوی نیز در تبریز با احترام زیست و در آنجا درگذشت.

مقبره دو کمال تبریز

مقبره دو کمال تبریز

کمال‌الدین مسعود خجندی از شعرای معروف قرن هشتم و نهم هجری قمری است که بعد از تشرف به حج، در تبریز سکنی گزید و تحت حمایت سلطان جلایر قرار گرفت.

مقبره دو کمال تبریز

مقبره دو کمال تبریز

از آنجا که سلطان حسین جلایری یکی از ارادتمندان کمال‌الدین خجندی محسوب می‌شد، در محله بیلانکوه باغچه‌ای را به شیخ هدیه کرد و در آنجا خانقاهی برای وی بنا نمود و از این زمان باغ مذکور به «باغ کمال» مشهور شد.

سردیس کمال‌الدین بهزاد در تبریز

سردیس کمال‌الدین بهزاد در تبریز

این آرامگاه در سال 1338 خورشیدی توسط فرهنگ‌دوستان شهر تبریز کشف و بعدها به همت انجمن آثار ملی، مرمت و لوح یادبود در آن نصب شد.

در چند سال اخیر این مکان «دانشگاه دو کمال» یا «مرکز آموزش نگارگری» عنوان گرفته است.

کمال الدین بهزاد در حدود سال ۱۴۵۵ م در شهر هرات افغانستان چشم به جهان گشود وی تعلیمات اش را در کتابخانه هرات در نزد میرک نقاش به اتمام رساند ـ در اندک وقت در صورتگری و نقاشی مهارت تمام پیدا می‌کند ـ در اواخر سالهای هفتادم قرن پانزده تا سال ۱۵۰۷ م در کتابخانه سلطان حسین بایقرا به مصوری و تزئین کتاب مشغول می‌شود و در سال ۱۴۸۷م کتابدار آن می‌گردد ـ با سعی کارمندان این کتابخانه صنعت تزئین کتاب به پایه بلندی می‌رسد ـ در سال ۱۵۱۲م اسمیعل صفوی هرات را تصرف می‌نماید و درسال ۱۵۲۰ م بهزاد را به تبریز که پایتخت او بود می‌برد ـ بهزاد در کتابخانه شاهی تبریز خدمت کرده به ولیعهد اسمیل صفوی طهماسب صورت کشی یاد می‌دهد در سال ۱۵۲۴ م اسمیعل صفوی وفات نموده و بجای او پسر دوازده ساله اش طهماسب به تخت می‌نشیند ـ بهزاد دسیسه بازیهای اهل دربار را قبول نکرده به زادگاه مقدش باز می‌گردد. استاد کمال الدین بهزاد در سال ۱۵۳۵ م در شهر هرات وفات نموده و در جوار زیارت سید عبدالله مختار بخاک سپرده شد.

نظر به شهرت بهزاد، طی قرن‌ها کسان بسیاری کارهای او را تقلید کرده و نامش را بر تصویرهای بیشمار گذاشته‌اند. از اینرو تمیز دادن تصویرهای اصلی او کار دشواری است. این تحقیقات مخصوصاً پس از برپا شدن نمایشگاه هنر ایرانی در لندن (۱۹۳۱ م.) تا حدی به نتیجه رسیده‌است. اساس اطلاعاتی که از کار او در دست است تصویرهایی است که با امضای اصیل او در نسخه‌ای از بوستان سعدی نقش شده و اینک در کتابخانهٔ ملی قاهره نگهداری می‌شود. شیوهٔ بکار بردن رنگ‌های گوناگون و درخشان تصویرها از حساسیت عمیق بهزاد نسبت به رنگ‌ها حکایت می‌کند. از این تصویرها چنین برمی‌آید که بهزاد بیشتر به رنگ‌های به اصطلاح «سرد» (مایه‌های گوناگون سبز و آبی) تمایل داشته، اما در همه جا با قرار دادن رنگ‌های «گرم» (به ویژه نارنجی تند) در کنار آنها، به آنها تعادل بخشیده‌است. تناسب یک یک اجزای هر تصویر با مجموعهٔ آن تصویر شگفت‌انگیز است. شاخه‌های پرشکوفه و نقش کاشی‌ها و فرشهای پرزیور زمینهٔ تصویرها نمودار ذوق تزیینی و ظرافت بی‌حساب بهزاد است. اما بیش از هر چیز واقع‌بینی اوست که کارهایش را از آثار نقاشان پیش از او متمایز ساخته‌است. این واقع‌بینی به خصوص در تصویرهایی به چشم می‌خورد که صرفاً جنبهٔ درباری ندارد و نشان‌دهندهٔ زندگی عادی و مردم معمولی است (شیر دادن مادیان‌ها به کره‌ها در مزرعه، تنبیه کسی که به حریم دیگری تجاوز کرده، خدمتکارانی که خوراک می‌آورند، روستائیان در کشتزار و غیره). دیگر اینکه صورت آدم‌ها به صورت عروسک‌وار و یکنواخت نقاشی‌های پیش از بهزاد شبیه نیست. بلکه هر صورتی نمودار شخصیتی است و حرکت و زندگی در آن دیده می‌شود. آدم‌ها در حال استراحت نیز شکل و حالاتی طبیعی دارند. بر کارهای دیگری که به بهزاد منسوب است امضای مطمئنی دیده می‌شود. به این جهت، تنها سبک تصویرها (ترکیب بیمانند نقش‌های تزئینی با صحنه‌های واقعی) می‌تواند راهنمایی برای تمیز دادن کارهای اصیل او به شمار آید. در میان تصویرهای بیشماری که در کتاب‌ها یا جداگانه به نام بهزاد موجود است اختلاف عقیده میان خبرگان بسیار است. اما بهرحال بسیاری از این کارها اگر ازآن خود استاد نباشند وابسته به مکتب او هستند. مهمترین تحول کار هنری بهزاد، توجه به شخصیت‌های موجود در نگاره‌های اوست. بهزاد اولین نگارگر ایرانی است که به نقاشی تکچره روی آورد. او در آثار خود جایی برای خطاط نمی‌گذاشت و بدین ترتیب نگاره‌هایی مستقل از کتابت به وجود آورد.

برخی از کتاب‌هایی که با تصویرهای منسوب به بهزاد مزین‌اند ازین قرارند:

  • خمسهٔ امیر علیشیر نوائی (مورخ ۸۹۰ ه‍. ق. ، در کتابخانهٔ بودلیان).
  • گلستان (مورخ ۸۹۱ ه‍. ق. جزء مجموعهٔ روچیلد پاریس).
  • خمسهٔ نظامی (مورخ ۸۴۶ ه‍. ق. موزهٔ بریتانیائی).
ساختن قصر خورنق، اثری از استاد کمال‌الدین بهزاد
ساختن قصر خورنق، اثری از استاد کمال‌الدین بهزاد

نفوذ بهزاد بیش از هر چیزی در کار شاگردان او دیده می‌شود. برخی از شاگردانش، مانند قاسم‌علی و آقا میرک، در کار خود بیش و کم به پای استاد رسیدند. با آنکه در زمان صفویه سبک مینیاتورسازی بار دیگر دچار تحول شد، نزدیک نیم قرن پس از بهزاد نفوذ او در کار نقاشان به چشم می‌خورد. نقاشان هراتی سبک بهزاد را به بخارا بردند و آنرا در دربار خاندان شیبانی پرورش دادند. کتابی بنام مهر و مشتری که در ۹۲۶ ه‍. ق. در بخارا استنساخ شده نمودار آن است که سبک بهزاد در بخارا بهتر از تبریز حفظ شده‌است. مهاجرت برخی از نقاشان سبب اشاعهٔ سبک بهزاد درهندوستان نیز گردید.

کمال‌الدین مسعود خُجندی، معروف به «شیخ کمال» از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند ماوراءالنهر بود. اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. با اینکه شاعری پیشهٔ اصلی او نبوده‌است، دیوانش مشتمل بر حدود هشت‌هزار بیت است که بخش اصلی‌اش غزل‌های اوست. نمونه‌ای از غزلیات:

عرفات عشقبازان سر کوی یار باشد                   به طواف کعبه زین در نروم که عار باشد
چو سری بر آستانش ز سر صفا نهادی                به صفا و مروه‌ای دل دگرت چه کار باشد
قدمی ز خود برون نِه به ریاض عشق، کاینجا         نه صداع نفحهٔ گل نه جفای خار باشد
به معارج اناالحق نرسی ز پای منبر                  که سری شناسد این سِرّ که سزای دار باشد
ز میِ شبانه ساقی قدحی بیار پیشم                   نه از آن میی که او را به سحر خمار باشد
نکند کمال دیگر طلب حضور باطن                 که قرارگاه زلفش دل بی‌قرار باشد

سردیس کمال‌الدین مسعود خجندی

سردیس کمال‌الدین مسعود خجندی

شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر در آمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصا در غزل‌سرایی مهارت داشت. دیوان او شامل غزل‌های مطبوع زیاد وغالبا مقرون به ذوق عرفانی است.

کمال خجندی معاصر حافظ بود و در باره او چنین گفته‌است:

نشد به طرز غزل هم عنان ما حافظ           اگرچه در صف رندان ابوالفوارس شد

از اشعار اوست:

عشق حالی است که جبریل بر آن نیست امین   صاحب حال شناسد سخن اهل یقین
جرعه‌ای بر سر خاک از می عشق افشاندند   عرش و کرسی همه بر خاک نهادند جبین
اهل فتوی که فرورفته کلک و ورقند   مشرکانند که اقرار ندارند به دین
مفلس عشق ندارد هوس منصب و جاه   خاک این راه به از مملکت روی زمین
شب قرب است مرو ای دل حق دیده به خواب   که سر زنده‌دلان حیف بود بر بالین
ای که روشن نشدت حال دل سوختگان   همچو شمع از سر جان خیز و بر آتش بنشین

کمال‌الدین خجندی در سال ۷۹۲ هجری قمری یا ۸۰۸ هجری قمری درگذشت. آرمگاه او در تبریز است. این بیت بر لوح مزار او ثبت شده‌است:

کمال از کعبه رفتی بر در یار   هزارت آفرین مردانه رفتی

منبع:

http://seeiran.ir

http://fa.wikipedia.org

گردآورنده:

کاوه ملک میرزایی