برای ایرانیان پرتالی است متمرکز به جغرافیای گردشگری که این جغرافیا بستر مناسبی برای توسعه سایر بانکهای اطلاعاتی از قبیل مشاهیر و بزرگان هر شهر و بررسی آثار آنها و بانکهای اطلاعاتی مثل، خدمات و گردشگری که شامل غذاهای محلی،سوغات،صنایع دستی،بازار،صنعت،اکوتوریسم می باشد.با فرستادن عکس،سفرنامه،فیلم کوتاه،گذاشتن کامنت در آخر هر مطلب و معرفی شغل یا کار خود در آن منطقه، و با به اشتراک گذاشتن این مطالب به توسعه صنعت توریسم کشور کمک کرده باشیم
يکشنبه ٠٧ آذر ١٤٠٠
جستجوی پیشرفته   جستجوی وب
گردشگری
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 8491
 بازدید امروز : 2746
 کل بازدید : 62985180
 بازدیدکنندگان آنلاين : 7
 زمان بازدید : 0.8265
چهارباغ

چهارباغ

چهارباغ - زمستان

چهارباغ - زمستان

اصفهان در سال 1006 هجرى رسماً به پايختى شاه عباس اول انتخاب شده است  و از اين سال به بعد فعاليت قابل ملاحظه‏اى براى ساختن قصرها و پلها و مساجد تاريخى به منظور تزيين پايتخت به عمل آمده است. فكر ايجاد گردشگاهى مانند چهارباغ هم در همين سال براى پادشاه صفوى پيدا شده و دستور داده شده از محل دروازه دولت (مقابل كاخ فعلى شهردارى) تا دامنه كوه صفه (دروازه شيراز) خيابان طويل و عريضى مشجر احداث شود. در حقيقت چهارباغ بيشتر براى اين كه باغ باشد ساخته شده نه خيابان خاصه كه اين اسلوب خيابانسازى براى عبور و مرور آن زمان مورد احتياج نبوده است و از حيث هئيت و تركيب طورى است كه بيشتر براى محل گردش و تفرج بوده تا براى رفت و آمد شهر به علاوه اين خيابان در حاشيه شهر طرحريزى شده و بيشتر مخصوص گردش خانواده سلطنتى و درباريان بوده است.

چهارباغ

چهارباغ

از جمله تفريحات زنان حرمخانه شاهى و ديگر زنان شهر يكى اين بود كه روزهاى چهارشنبه در چهار باغ اصفهان و پل سى و سه چشمه با روى گشاده و بى نقاب مى‏گشتند و تا مدتى از شب درپرتو مشعلها و شمعها در آنجا به سر مى‏بردند و به شادى و خنده و خوردن و نوشيدن مى‏گذراندند. در اين روز تمام چهارباغ (قرق) مى‏شد در اطراف آن خواجه سرايان و ماموران خاصى از عبور مردان شهر به سختى جلوگيرى مى ‏كردند و در اين روز فروشندگان چهارباغ همه زن بودند گردش اختصاصى زنان اصفهان در چهارباغ از روز چهارشنبه بيست و سوم ماه صفر سال 1018 هجرى آغاز شده است.

 پى يترودولاواله‏سياح معروف ايتاليايى كه هر وقت صحبت از اصفهان زمان شاه عباس مى ‏شود نام او هم به ميان مى ‏آيد مى ‏نويسد: چهارباغ بعضى روزها مخصوص گردش بانوان بوده و مسلماً براى يك جاده و معبر عمومى نمى‏توان چنين اختصاصى را قابل شد. طول اين خيابان سه ميل و پهناى آن دو برابر خيابان رم است ابتداى اين خيابان در جانب شهر اصفهان عمارت كوچكى است كه به شكل كلاه فرنگى ساخته‏اند و اطرافش تمام ايوان و پنجره است. اين عمارت با نقاشى و تزيينات بسيار ديگرى آراسته شده و براى آن بنا شده است كه بتوان خيابان را از آن مكان بلند تماشا نمود و طول آنرا تشخيص داد. دو ديوار به ارتفاع مساوى در دو سمت خيابان است و پشت اين ديوارها تا حدود نصف خيابان باغهايى است كه به شاه تعلق دارد. مردم اجازه دادند داخل اين باغها شده گردش كنند و حتى از ميوه‏هاى بيشمار آنجا در مقابل اندك انسانيت و تعارفى نسبت به باغبان استفاده نمايند. در طرفين خيابان در فاصله‏هاى مساوى درهاى اين باغها ديده مى‏شود كه رو به روى يكديگر قرار گرفته و هر كدام آنها عمارت كوچك زيبايى است كه فقط براى تفريح كسانى ساخته شده است كه بخواهند در آنجا غذايى بخورند و يا ساعتى را تفريح نمايند. شماره اين عمارتها بى اندازه و زياد و نماى آنها خيلى آراسته و دلربا است و طورى با هم قرينه و جور و متناسب است كه نمى‏توان تصور كرد چيزى دلپذيرتر از آن وجود داشته باشد.

درختهاى فراوان در هر سو چه در خيابان و چه داخل باغ در دو سمت ديوارها ديده مى‏شود كه رديف هم بيك اندازه در فواصل مساوى كاشته شده و چنان سبز و خرم است كه هر اندازه تصور كنيد اين نقطه با طراوات و دلگشا است. علاوه بر اينها گوشه به گوشه در فاصله‏ هاى معين مقابل بناهاى بسيار زيبا در وسط خيابان حوضهاى بزرگ آب با تناسب صحيح و اشكال مختلف بدون لبه ديده مى‏شود. آب در كف سنگفرش خيابان موج مى‏زند و راه نسبتاً عريضى در دو طرف براى عبور پياده و سواره ساخته‏اند. نهر آب بزرگى كه در وسط خيابان جاريست در جويبارى كه از سنگ ساخته شده جريان دارد و به آبنماها مى‏ريزد در چندين حوض فواره‏هاى بسيار زيبايى ديه مى‏شود و در بعضى از آنها نيز به وسيله احداث پاره‏اى سراشيبها آبشارهايى كه در دنيا نظير آن به اين دلپسندى وجود ندارد درست كرده‏اند. قسمت وسط خيابان و پاى ديوارها با سنگهاى كوچكى فرس شد كه براى مردم و اسبها راحت نيست لكن اين طرف و آن طرف خيابان دو نقطه‏اى كه خاك خوبى دارد جا گذاشته و گلهاى رنگارنگى نشانده‏اند. يقيناً اين گلها در موسم خود از عطر و منظره زيباى خويش دل و مشام جان را محظوظ و سرشار مى ‏نمايند.  در سال 1025 هجرى گردشگاه چهارباغ به طوريكه شاه عباس كبير انتظار داشته آراسته شده بوده است. اسكندر بيك تركمان مولف تاريخ عالم آراى عباسى در اين باره چنين نوشته است:

 القصه هر كسى از امرا و اعيان و سركاران عمارات و به وقوف معماران و مهندسان شروع در كار كرده و در انجام ان ساعى گشتند و از ان تاريخ تا حال كه سنه هجرى به خمس و عشرين و الف (1025 هجرى) رسيده و اين شگرفنامه تحرير مى‏يابد عمارات باصفا و باغات دلگشا به نوعى كه طرج كارخانه ابداع در عرصه ضميرمبارك اشرف طرح افكنده بود به حيز ظهور امده در كمال لطافت و نهايت خوبى اتمام يافت. درختان سر به فلك افراشته و اشجار ميوه دارش گويى به طوبى جنان پيوند دارد. الحاصل هر باغى از آن رشگ جنان و عمارات رفيعش كه به نقوش بديع مذهب و مزين و به صور مصوران نادره كار آراستگى دارد گويى سدير و خور نق از آن نشانى است بلكه در عرصه گيتنى نظير وى و عديل آن محض خيال و گمانى.

 عرصه گيتى نظير وى وعديل آن محض خيال و گمانى         عجب چارباغى است بهجت فزا

 گرش تاريخ آن دل طلب كرد گفتم         نهالش به كام دل شه برآيد

 شادرن سياح فرانسوى كه در دوره پادشاهى شاه عباس دوم و شاه سليمان مدتى در اصفهان به سر برده است راجع به خيابان چهارباغ در سفرنامه خود نوشته است: »اين خيابان زيباترين معبرى است كه تاكون ديده و يا شنيده‏ام، ولى امروز منظره خيابان چهارباغ به كلى تغيير يافته است. نهر سنگى وسط پياده رو را پر كرده و خيابان را تسطيح نموده‏اند. باغچه‏هاى گلگارى طرفين پياده رو براى سواره رو اختصاص داده شده. مغازه‏هاى درجه اول شهر در طرفين پياده روهاى دو جانب خيابان متمركز شده‏اند. سينماها و تئاترها و پاساژها و مهمانخانه‏هاى جديد جاى سردر باغات سابق را گرفته و از آنهمه گلهاى فراوان كه در وصف آنها گفته شده:

 دست نگارين چو به گل مى ‏رسيد         حرف نچين تا سر پل مى ‏رسيد

 و از چنارهاى تنومند و شاداب آن ديگرى اثر نيست 

در زمان صفويه شهر اصفهان گشترس پيدا كرد و محله هايى تازه بنا نهاده شد. در اين محله‏هاى جديد بسيارى از هنرمندان و بازرگانان كه اغلب از جلفا و تبريز واقع در آذربايجان كوچ داده شده بودند، ساكن شدند. در همين زمان در اطراف ميدان نقش جهان كه تنها عمارت آن بنايى باقى مانده از زمان امير تيمور بود و در محل كنونى عمارت عالى قاپو قرار داشت، بناهايى ساخته شده كه هر يك از نظر معمارى از بهترين آثار هنرى و ارزنده اين سرزمين به حساب مى‏آيد. در حد فاصل عمارتها و محله‏هاى جديد و شهر قديم اصفهان خيابان بزرگى به صورت تفرجگاهى ساخته شد كه آن را چهارباغ ناميدند. سال احداث خيابان چهار باغ به استناد تاريخ عالم آراى عباسى سال 1006 هجرى قمرى است. هر يك از باغهاى اطراف چهارباغ نامى مخصوص داشته است كه مشهورترينشان بنا به نوشته شاردن جهانگرد فرانسوى، عبارت بوده‏اند از: باغ تخت، باغ چهلستون، باغ كاج، باغ باامير،باغ توپخانه، باغ نسترن، باغ فتح آباد، باغ پهلوان حسين، باغ بلبل،باغ مرغداران، باغ خانه شيران، باغ هزار جريب، باغ داوريش حيدرى و باغ دراويش نعمت اللهى.

 با گذشت زمان در محل باغهاى اطراف چهارباغ، بناهاى مسكونى و تجارى ساختند و به تدريج به دليل ماشينى شدن زندگى و نياز به عبور و مرور اتومبيلها، حوضها و جوى وسط خيابان از بين رفت و به همين منظور آسفالت شدند. نهالهاى تازه‏اى نيز جايگزين درختان كهنسال خيابان شدند. در بخش شمالى چهارباغ نيز خيابان همانند آن ساخته شد كه مجموعاً طول اين دو به 6 كيلومتر مى‏رسد. هنگامى كه جهانگرد مشهور ايتاليايى، پيترودولاواله در سال 1025 هجرى قمرى از اصفهان ديدن مى‏كرده است، هنوز محله‏هاى جديد و قديم با هم مرتبط نبوده‏اند ؛از اين رو اين جهانگرد چنين نوشته است:

 محل تماشايى ديگر اصفهان خيابانى است كه فعلاً خارج از شهر قرار دارد ولى وقتى كه محلات به يكديگر ملحق مى‏شوند، كاملاً در وسط قرار خواهد گرفت. طول اين خيابان دو تا سه ميل و عرض آن شايد دو برابر پنت موله (Pontmolle) در رم باشد. در شروع اين خيابان از سمت شهر اصفهان، خانه كوچك چهارگوشى قرار گرفته كه ايوآنهاو پنجره‏هاى زيادى دارد و با تصاوير و نقش و نگارهاى جالبى تزيين شده است. از بالاى اين خانه تمام خيابان را به خوبى مى‏توان ديد و غرض از ساختمان آن نيز همين بوده است.

 پيترودولاواله درباره باغهاى اطراف خيابان چهارباغ كه در پشت ديوارهاى منظم و يكنواخت چهارباغ واقع بوده‏اند چنين نوشته است:

 مدخل اين باغها با نظم و ترتيب خاصى در مقابل يكديگر قرار گرفته‏اند و بالاى هر يك از درها عمارت  كوچك ولى زيباى ساخته شده كه مى‏توان ضمن گردش و تلفن وارد آنها شد و ممكن است اشخاص غذاى خود را در آن صرف كنند. تعداد اين عمارات آن قدر زياد است و قرينه سازى و تناسب به اندازه‏اى در آنها رعايت شده كه واقعاً زيباتر از آن نمى‏توان تصور كرد. به علاوه در داخل باغها و بيرون از آنها در خيابان صفوف طولانى و منظم درختان انبوهى قرار گرفته كه تناسب و نظم ان فوق العاده است. نيز با فاصله هايى چند و غالباً در مقابل خانه‏هاى زيبا حوضهاى بزرگى به اشكال مختلف در وسط خيابان قرار گرفته است كه مملو از آب است و هر يك از آنها تا كنار معبر عريضى كه براى عبور انسان و اسب بسيار مناسب است ؛ به فاصله هايى چند سنگفرش قطع و در زمين گلهاى مختلف كاشته شده است. خيابان را رودخانه‏اى قطع مى‏كند كه عمق آن زياد نيست و از تركيب هزاران جويبارى كه از كوهستانهاى نزديك سرازير مى‏شوند به وجود آمده است.

 ... روى اين رودخانه پلى وجود دارد كه تماماً از آجر ساخته شده و عرض آن از تنمام پلهاى رم بيشتر و طول آن حداقل سه تا چهار برابر آن پلهاست...

 ... بعد از اين رودخانه خيابان كماكان با همان ديوارها و درختان و خانه‏ ها و باغ ها و حوض ها ادامه دارد.

 پيترودولاواله درباره وجه تسميه چهارباغ چنين نوشته است:

 ...خيابان به باغ بسيار زيبايى كه باغ هزار جريب نام دارد منتهى مى‏شود. اين باغ و همچنين خيابانى كه بدان اشاره كردم امروز به اسم چهارباغ خوانده زير  در اصل باغهاى چهارگانه‏اى در اين محل وجود داشته‏اند كه از مجموع آنها وضع فعلى به وجود آمده است. سطح باغها يكى بالاتر از ديگرى قرار دارد منتها عبور از آتنها با اسب به آسانى صورت مى‏گيرد. در آنجا چيز ديگرى جز رشته درختان پرشاخ و برگ ميوه وجود ندارد و تمام آنها آنقدر كوتاهند كه پياده‏ها و سواران با دست مى‏توانند ميوه بچينند و به علاوه هر محوطه‏اى مخصوص درختان خاصى است. مثلاً يك مربع مخصوص درختان انجيز و مربع ديگر مخصوص درختان هلو و به همين نحو الى آخر...

... در عرض و طول باغ راههاى زيادى وجود دارد كه اطراف آن را درختان سرو كاشته ‏اند. اين معابر به اندازه‏اى طويلند كه انتهاى آن ديده نمى‏شود. از آخرين باغ كه از همه بلندتر است نهرى عبور مى‏كند و سپس ديوارى آن را محدود مى ‏سازد.

 پيترودولاواله وقتى خيابان چهارباغ را با خيابانهاى مشابه آن در سرزمين خود مقايسه مى ‏كند چنين مى نويسد:

 ...واقعاً داراى عظمتى بى نظير است و بايد با طيب خاطر اعتراف كنم خيابان پوپولو درم، خيابان پوجيودرناپل، خيابان شهرژن در خارج شهر ژن و خيابان مونرآل در شهر پالرمو، هيچكدام به پاى آن نمى‏رسد

 خانم ديولافوا كه سالها پس از انقراض صفويه - زمانى كه چهارباغ از رونق افتاده بود و ديگر از آن همه زيبايى خبرى نبود - از اصفهان ديدن كرده بود، در سفرنامه‏اش چنين نوشته است:

 ... در اين جا پنج خيابان عريض امتداد دارد كه چنارهاى سيصدساله بر آنها سايه انداخته اما در قرون گذشته به اين درختان پير حس ترحمى نشان نداده ‏اند.

منبع:

http://www.myisfahan.com

http://iadim.isfahan.ir

گردآورنده:

مهناز آزادی اردکانی کارشناس سایت برای ایرانیان